
هرکی تو دلش برامادرش یه دعایی بکنه
گفتی مادرت پیر شده آره مادرت سن
سالی داره گفتی راه رفتن نداره
اما من یه مادری سراغ دارم پیره
دیوار میکند کمکم راه میروم
محکم میزدن یکی دوتا نبودن
چهل نفر باهم میزدن
پیش چشمان مضطر بابا
در روی چشم مادر افتاد
محکم میزدن کوچیک و
بزرگ بنت علی رو با هم میزدن
نه بارون بود نه آتیش جمع شد
نه دشمن فهمید در افتاد زدن
زهرا رو یارالی ننه ای وای