یه عاشقی میگفت من پولو میخوام چکار
یه دیوونه بود
من عنوان میخوام چیکار
من منتظر لحظم که این *****زاده هارو بیارن بیرون
چون میگن اونایی که علی دوست
اونایی که برا فاطمه گریه کردن نوکری کردن بیا جلو
میگه اون لحظه رو میخوام برم جلو
یه مشت برنم تو دهنش که دلم خنک بشه